سيد جعفر سجادى

1036

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )

شب قدر است و درياب او را * امان يا بى چو بر خوانى بر آتش شيعيان شب نوزدهم و بيست و يكم و بيست و سوم ماه رمضان را شب قدر گويند يعنى شبهاى قدر اول و دوم و سوم نام نهاده‌اند لكن در اينكه ليلة القدر كه در قرآن آمده است كدام شب است اختلاف بسيار است لكن اقوى اين است كه در ماه رمضان ست كه در قرآن آمده است : شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ و در سورهء قدر ميفرمايد : إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ . يعنى قرآن مجيد را در شب قدر نازل كرديم . شَبانگَه - ( اصطلاح عرفانى ) شبانگه مالك شدن احوال را گويند . شَبانِه روزِ نُجُومى - اين اصطلاح نجومى است . و عبارت است از مقدار يك دور معدل النهار و يا زمان مفارفت يكى از ثوابت از دايرهء نصف النهار تا برگشتن به همان نقطه و اين مقدار را بحسب زمان به 24 قسمت مساوى تقسيم ميكنند در مقابل شبانه‌روز حقيقى كه عبارت است از يك دور معدل النهار بعلاوه مطالع قوسى كه شمس به حركت تقويمى و يا حركت خاصه خود مىپيمايد . ( رجوع شود به حاشيهء التفهيم ص 66 ) . شُبَهات - ( اصطلاح اصولى ) شبهه يعنى پوشيدگى كار و اشتباه پوشيده شدن . و در اصول ترديد بين امور محرمه و محلله را گويند و ترديد بين خطا و صواب بود و بالجمله امورى كه امتياز آنها ممكن نباشد مشتبه گويند و آنچه از راه اشتباه انجام شده است مشتبه گويند اموال شبهه‌ناك . وطى به شبهه ولد شبهه . امور مشكوكه را امور مشتبه گويند . يكى از مباحث مهم اصولى بحث در شبهات است و در آنجا اغلب مرادف با شك و ترديد و مقابل با ظن و قطع آمده است . و اقسامى دارد . 1 شبهات بدويه كه حكمى ندارد . 2 شبهات تحريميه كه در شبهات تحريميهء حكميه اصل برائت جارى كنند به حكم قبح عقاب بلا بيان و تكليف ما لا يطاق و « لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها و . . . . إِلَّا ما آتاها » و « الناس فى سعة ما لا يعلمون » و آيات و روايات ديگر 3 شبهه حكميهء وجوبيه در اين مورد نيز برخى اصالت برائت را جارى دانند برخى احتياط و برخى ميان عام البلوى و غيره فرق گذارند 4 شبه محصوره كه شبهات موضوعيه در موضوعات محصور و يا نامحصور باشد محصور مانند آنكه ظرف نجسى ما بين بيست ظرف باشد كه به حكم اصالت طهارت هر يك طاهرند و برخى گويند بايد از همه اجتناب كرد اما در غير محصوره كه حتما ارتكاب آنها روا باشد چون احتياط كامل ممكن نيست و قاعدهء كلى در شبههء محصوره و غير محصوره عرف است . و بالجمله در شبهات اقوال و آرائى است و گويند شك و شبهه در احكام واقعى بدون ملاحظهء حالت سابقه كه مراجعه باصول عمليه شود يا در نفس تكليف است كه آيا الزام هست يا نه و بر فرض وجود الزام حرمت است يا وجوب اگر نفس الزام معلوم باشد و شك در وجوب و حرمت